تبليغاتX
صیانت از محیط کوهستان
برای صیانت از محیط کوهستان به شما نیاز داریم ...
زباله‏ های پلور، در دامن پاک دماوند تخلیه می‏شوند.
 
امسال به جای شقایق های طناز و لاله، زباله به استقبال کوهنوردان و طبیعت گردان دماوند خواهد رفت. بعد از داستان عوارضی دماوند که دسته گل بخشدار محترم(!) رینه بود اکنون به دستور دهیاری محترم (!) پلور   زباله‏ های کارخانه های آب معدنی و رستوران های کنار جاده را نثار دامن دماوند کرده و زخمی بر چهره دماوند و قلب دوستداران آن زده اند. از پلور تا دور راهی رینه به دشت لار، زباله ها جای لاله ها را گرفتند.
 
 
IMG_8892.JPGIMG_8874.JPG

 
 با انتشار این خبر و محکوم کردن این عمل غیر انسانی و غیر اخلاقی!  از گسترش این فاجعه جلوگیری کنیم.
این کمترین ادای دین ما به این کوه اسطوره ای و مقدس است.
لطفاً این خبر را منتشر کنید.
سپاس

از : آناپورنا

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:45  توسط کوهبان  | 


پروفسور پرویز کردوانی متخصص برجسته محیط زیست با انتقاد از رها شدن طبیعت تهران به حال خود و تخریب جنگلها و پوشش گیاهی اطراف پایتخت و همینطور رها شدن فعالیتهای آبخیز داری در بالا دست، تاکید کرد: راه افتادن سیلاب بر اثر بارشهای شدید نقدی را متوجه شهرداری تهران نمی کند چرا که طبیعت تهران با بی توجهی دستگاه های دولتی تخریب شده و شهرداری مسئول مدیریت شهر است نه مدیریت سیلاب.

وی درگفتگویی به ایجاد مسیل ها و کانالهای مدیریت آب در مناطق مختلف تهران برای هدایت سیلابهای احتمالی و زهکشی آبهای سطحی از سوی شهرداری تهران اشاره کرد و از نیمه کاره رها کردن طرح های آبخیز داری در بالا دست و نبود سازمانهای هشدار دهنده در حوزه هواشناسی که مسئولیت آنها نیز به عهده دولت است را مورد پرسش قرار داده است.

کردوانی با تاکید بر اینکه تهران همیشه در معرض سیلابهای مخرب بوده تلاشهای شبانه روزی شهرداری تهران را مورد تقدیر قرار داد و گفت: من 81 سال سن دارم و در این سالها بارها با چشم خودم سیلابهایی را در تهران دیده ام که نشان دهنده وضعیت طبیعی تهران است و علت آن نیز تخریب سرزمین و نبود مدیریت منابع حیاتی و نداشتن برنامه هدف برای جلوگیری از مخاطرات بلایای طبیعی از سوی دولت است. 
مشروح گفتگوی پیش رو با دکتر پرویز کردوانی پیرامون مدیریت سیلاب چند روز پیش تهران و علل وقوع این حادثه و نحوه مقابله با آن در لحظه وقوع حادثه و همینطور فعالیتهای پیشگیرانه در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست شهر تهران است که می خوانید.

- جناب پروفسور کردوانی تهران چند روز پیش با بارش شدید باران دچار مشکلاتی شد ، به نظر شما علت اصلی بروز چنین حادثه ای چه می تواند باشد؟

من شاهد فعالیت شبانه روزی ماموران شهرداری تهران در لحظه شروع بارشها بوده ام و اتفاقا این مسئله را دنبال می کردم. اما نکته مهمی را باید عرض کنم و آن اینکه باید به صراحت گفت مسئولیت مدیریت سیلاب به عهده شهرداری تهران نیست و اساسا شهرداری باعث بروز سیلاب نشده که امروز شکل فعالیتهایش نقد شود. تهران همیشه با سیلاب مواجه بوده است. من 81 سال سن دارم و در این سالها بارها شاهد وقوع سیلاب بوده ام. سیل از بالای شهر تا میدان شوش سه ساعت طول می کشید و یادم هست که مردان قوی هیکل در اطراف شوش 5 تومان می گرفتند و بچه ها و زنان را پشت می کردند و از سیل عبور می دادند. سیل چند سال پیش تهران در میدان تجریش باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم شد و خسارات زیادی را به بار آورد. آیا شهرداری تهران باعث بروز این سیلابها می شود. بی شک جواب منفی است. چرا که دستکاری در طبیعت بالا دست و رها کردن طبیعت به حال خود عامل بروز سیلاب و خسارات ناشی از آن است.

- دخالتهایی که در طبیعت اطراف تهران رخ می دهد خارج از محدوده مدیریت شهری است ولی بعد از اینکه سیلاب به سمت شهر می آید به رغم همه تلاشهایی که صورت گرفته، کوچکترین مشکلی از سوی برخی از مسئولان به فعالیت شهرداری ربط داده می شوند. می توانید در اینباره توضیح دهید که اساسا آیا بارشهای سیلابی چطور و از سوی چه کسی باید مدیریت شوند؟

سال 66 با بارش شدید باران و تگرگ سدی در بالا دست دره های شمال شهر تخریب شد که منجر به نفوذ 14 متر آب در میدان تجریش شد در این سیلاب تعدادی کشته شدند. آن اتفاق به سادگی قابل تحلیل بود که به خاطر دخالتهای نابجا در بالا دست سیلاب به سمت شهر و حوزه تمرکز انسانی هجوم آورد. امسال نیز همان حادثه تکرار شد. بی شک شهردار ی تهران نمی تواند تگرگی که با قدرت بالا و در حجم بسیار وسیع باریده و مثل گل و لای جلوی همه مسیل ها را بسته ودر عرض کمتر از یک ساعت باعث آبگرفتگی شدید شده را مهار کند و بگوید نباید تگرگ ببارد، بلکه اتفاقا مسئله اینجاست که تهران در بالا دست از پوشش گیاهی تهی شده است و درختی در اطراف تهران و در بالا دست کاشته نشده است. بعد از آن باید به رها کردن طرحهای آبخیز داری و پر شدن آبخیز ها از رسوبات توجه کرد که همه وظیفه دستگاه های دولتی بوده که طی این سالها همه را رها کرده است. اساسا طبیعت تهران به حال خود رها شده و هر روز شاهد تخریب گسترده خاک و آب تهران هستیم. در اطراف خانه من سمت میدان زعفرانیه قدیمها جایی برای زندگی کردن نبود. به این خاطر که پر بود از لجن و موش و در خطر سیلاب نیز بود. ولی شهرداری تهران با کانال کشی و تر و تمیز کردن این منطقه سبب رونق گرفتن این محدوده شد و الان مردم راحت قدم می زنند و می توانند زندگی کنند. اما شهرداری مسئولیتی در قبال آبخیزهای بالا دست تهران و خارج از شهر ندارد. شهرداری نباید در این حادثه مقصر شناخته شود بلکه باید طبیعت را درک کرد و شانه از مسئولیت خالی نکرد.

- شما به موضوع هشدار ها هم اشاره کردید کدام سازمان ها در این قبال مسئولیت دارند؟

اتفاقا همینطور است. وقتی تگرگی با قدرت بارش چند روز گذشته می تواند تمام سر درختی های تهران از کرج تا فرحزاد و تجریش را تخریب کند چه کسی مسئول است؟ این موضوع در تمامی دنیا اتفاق می افتد. یعنی همه شهرهای دنیا در معرض چنین بارشهایی هستند ولی اتفاقا بیشتر جاهای دنیا با این بارشها غافلگیر نمی شوند چرا که ایستگاههای هواشناسی می توانند برای از خطر خارج کردن کشاوزی و بروز سیلاب هشدار هایی را به مدیران مختلف بدهند و آنها را قبل از فاجعه مطلع کنند تا بر اساس خطر برنامه ریزی کنند. امروزه در تمامی دنیا باروری ابرها مدیریت شده مورد استفاده قرار می گیرد. آیا دولت از اینکه نتوانسته تگرگهای درشت بارشهای چند روز گذشته را تبدیل به پودرهای آبی کند عذر خواهی می کند؟ در حالی که همه جای جهان با تشخیص چنین بارشی برای جلوگیر از خسارات کشاورزی هواپیماهای مخصوص "یودور نقره"به سمت ابرهای بارور شلیک می کنند و از بارش چنین تگرگی جلوگیری می کنند. مقصر سازمانهایی هستند که چنین امکاناتی را در اختیار ندارند نه شهرداری تهران که مسئولیتش بعد از شروع بارش قابل تقدیر بوده و با سرعت مدیریت کرده است.

- چه دلایلی باعث شده تهران و اساسا اغلب مناطق ایران مستعد سیلابهای ویرانگر باشد و با هر بارشی و در هر اقلیمی سیلاب راه می افتد؟

چند دلیل وجود دارد. یکی از این دلایل بارشهای تند و درشت است. دیگری شیب کوهها در مقابل شکل بارشها است و دیگری خشکی کوهها و فقیر بودن پوشش گیاهی. شهرداری تهران در ارتفاعات 1800 متر اجازه ساخت و ساز نمی دهد و شهر در محدوده ای متوقف شده است ولی دخالت در طبیعت اطراف تهران که خارج از محدوده مدیریت شهری است این شهر را مستعد وضعیت بحرانی کرده است. تغییر مسیر مسیلها قطعا خارج از مسئولیت شهرداری است ولی این تغییرات باعث وارد آمدن فشار به سامانه مدیریت شهری شده است. با تغییراتی که طبیعت در بالا داشته و کاملا به حال خود رها شده جریان آب با شدت بیشتری و غیر قابل کنترل جاری شده است. در حالی که شهرداری تهران پیشتر پیش بینی کرده که ارتفاع مسیلها و کانالهای ارتفاع آب بلند باشد اما این برای حالت طبیعی است و باید پذیرفت نبود مدیریت در طبیعت اطراف تهران و همینطور نبود سامانه هشدار دهنده هواشناسی کار را به جایی می رساند که کانالها نیز نمی توانند به خوبی از شهر محافظت کنند.


- شما به عنوان یک متخصص محیط زیست که خاک و منابع طبیعی را به خوبی می شناسید، بروز سیلاب را ناشی از تخریب ها و بی توجهی دولت در بالا دست عنوان می کنید، چرا مسئولان دولتی که به عقیده شما تهران را به حال خود رها کرده اند اینطور شتاب زده از خدمات شهرداری تهران انتقاد می کنند.

من می توانم به راحتی بگویم که مقصر این اتفاق شهرداری تهران نیست. اگر شهرداری به طور سریع برای بیرون کشیدن آب از درون مترو اقدام نمی کرد و یا دیر اقدام می کرد باید نقد می شد. این حوادث طبیعی ناشی از نوعی عملیات غیر طبیعی است که توضیح داده ام اما می خواهم به نوعی فعالیت دراز مدت اشاره کنم که اتفاقا باید مثل خدمات پس از فروش به آن توجه شود ولی واقعا توجهی نشده است و آن هم سد بندها و طرح های آبخیز داری و پوشش گیاهی تهران است. اینها اگر قبلا ساخته شده حالا رها شده اند. سیل خارج از محدوده شهری و در مناطق بالا چنان دره هایی درست کرده که نشان دهنده بی خیالی مسئولان دولتی است. البته من بی توجهی به اعتبارات حوزه منابع طبیعی را علل بروز چنین بی برنامگی و بروز خطراتی می دانم.

- تهران در معرض تخریب سرزمینی است و برداشت زیادی از سفره هایش صورت گرفته و همینطور پوشش نامناسبی از جنگل دارد که هزینه ای برای آن نشده است. آلودگی هوا نیز معضلی است که به نبود پوششهای گیاهی مربوط است چه آینده ای را برای تهران متصور هستید؟

باید در ارتفاعات تهران جنگلکاری صورت گیرد چرا که بارش باران بالای 700 میلیمتر است ولی این درختکاری نیاز به مراقبت دارد. اکنون تمامی آنچه در گذشته کاشته شده تخریب شده است. تهران در محدوده شهری به رغم همه مشکلات برای آبرسانی پوشش خوبی را در حال تجربه کردن است ولی در اطراف با مشکل مواجه است. مدیران دولتی به جای چنین جدالی باید تهران را از تخریب خاکش جلوگیری کنند چرا که آستانه فرسایش خاک تهران به کمترین توان رسیده است. جنگلکاری مادر رودخانه ها است. اگر جنگل کاشته شود بارشهای شدید هم نمی توانند خاک را تخریب کنند و سبب سیلاب و مشکلات اینچنینی شوند. آب آرام آرام به درون زمین نفوذ می کند و سفره ها را پر می کند ولی وقتی اینطور نیست باید منتظر سیلابهای اینچنینی باشیم و هر چه هم شهرداری تلاش کند و زحمت بکشد باز بخشی از اماکن شهری آسیب می بیند چون تهران حریم حفاظتی ندارد.

منبع : شهرنوشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 21:25  توسط کوهبان  | 

اگر از دانش آموزان بپرسید چند حیوان وحشی نام ببرید چه زمان ما چه اکنون !! میگن زرافه ، فیل ، گورخر و ..چرا مثلا خارجی گونه های ایران کو پس ..

        

پس گونه های ایرانی مثل پلنگ ایرانی ، سیاه گوش ، کل و بز ، قوچ و میش ،گوزن زرد ایرانی ، آهو ، جبیر ، سمندر لرستانی، هوبره ، سیاه خروس  و .. جایگاهشان کجاست تو آموزش ما باید گونه هایمان را به دنیا نشان بدهیم

      

       هوبره                    پلنگ ایرانی                   سیاه خروس

بجای اینکه صدا و سیما مستندهای خارجی بخرد از مستندسازهای ایرانی حمایت کند بهتر است .

چرا نبایستی از حیوانات موجود در زیستگاهها و کوههای ایران گفت تا در ذهن بچه های ایران شکل بگیرد و با آوردنشون به طبیعت در قالب اردوهای آموزشی محیط زیست به آنها گفت که ذخایر ارزشمند حیات وحش ایران برای ما ایرانیان کدام ها هستند . بگیم بهشون نا بدانند

از مسولین محیط طبیعی هم می خواهم که برنامه های فرهنگی و آموزشی در سطح روستاها که مهم تر است چون نزدیک به زیستگاهها هستند. و دانش آموزان در تمام ایران با آموزش و پرورش تعامل داشته باشیم.

ادامه دارد...

منبع : محیط بان


برچسب‌ها: آموزش محیط زیست
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 13:13  توسط امید عزت پور  | 

سیزده بدر تهاجمی گسترده و لشکر کشی به طبیعت !

 

عکس از محسن الله ویسی

 

"شاید هریک از همشهریانمان زمانی که خبر پاکسازی رو بشنوند مارو تحسین کنند اما باید گفت ...
یک درصد از تلفات و زباله های سیرده بدر مهاباد جمع آوری شد
حال میتوان تلفات رو به دو بخش تقسیم نمود
1. جبران شدنی ( جمع آوری زباله ها )
2. جبران نشدنی ( از بین بردن چمن ، بوته ، گل و گیاه و آتش زدن گون هاو ...)

این روند بدون شک تا چند سال آبنده طبیعت را به زباله دانی تبدیل خواهد کرد و دیگر برای سیزده بدر جایی برای لذت از طبیعت پیدا نخواهد شد"  (آرش)

 

عکس از سید رضا زائری

 

پاکسازی محل کمپ سیزده بدر توسط تعدادی از اعضای کانون اوراز مهاباد

 

روز دوشنبه ۱۴ فروردین تعدادی از اعضای کانون به سرپرستی مدیر عامل کانون با هماهنگی معاونت  خدمات شهری شهرداری محل وسیعی از میدان تیر مهاباد را پاکسازی کردند.هرچند اعضای کانون حاضر در مراسم سیزده بدر زباله ها را با خود به شهر برگردانده بودند ولی آثار آشغال و زباله ی بجامانده از دیگر حاضران در میدان تیر حجمی برابر  یک خودرو کمپرسی خاور بود که جمع آوری و به محل دفن زباله های شهری منتقل شد.در این راستا کانون اوراز مهاباد سپاس و قدردانی خود را نثار شهردار محترم و معاونت محترم خدمات شهری و پرسنل سخت کوش شهرداری مهاباد می نماید.

لازم به ذکر است مناطق پاکسازی شده خارج از حوزه خدمات شهرداری بوده و این عمل اخلاقی و انسانی جای تقدیر بیشتری دارد.

گزارش تصویری

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 8:59  توسط فرید صدقی  | 

فعالیت معدن كاران و شركت های معدنی در تكاب، چند سال اخیر به حدی افزایش داشته كه در هفته منابع طبیعی و درختكاری، زنگ خطر نابودی منابع طبیعی در این شهرستان به صدا درآمده است.

به گزارش فاش آنلاین به نقل از ایرنا، بهره برداران معادن سنگ های ساختمانی و تزئینی، شن و ماسه و خاك بدون توجه به شرایط طبیعی و اكوسیستم منطقه به فعالیت گسترده خود و بهره برداری بیش از حد و بی رویه از معادن ادامه می دهند و همین عامل تخریب گسترده منابع طبیعی و طبیعت بكر تكاب را به دنبال دارد.

در بسیاری مناطق كه از اهمیت فوق العاده طبیعی و زیست محیطی برخوردار بوده و حتی قابلیت گردشگری دارند، این عامل لطمات جبران ناپذیری بر جای گذاشته است.

یكی از فعالان محیط زیست و دوستداران طبیعت با اشاره به افزایش سطح تخریب گسترده منابع طبیعی تكاب توسط بهره برداران معادن گفت: مسموم شدن آب‌های سطحی و زیرزمینی، از بین رفتن اكوسیستم طبیعی منطقه، تخریب مراتع و مزارع، تهدید جدی چشمه سار‌ها و آب‌های زیرزمینی، از بین رفتن شرایط زیست محیطی برای ساكنان منطقه، به خطر افتادن زندگی جانوری و گیاهی به ویژه گیاهان دارویی و صدها مورد دیگر كه بر بخش كشاورزی و دامپروری منطقه اثرات منفی گذاشته، از پیامد‌های فعالیت بی حد این معادن به شمار می رود.

'مهدی آقاخانی' افزود: با وجود آنكه مجموعه‌های تاریخی و چشم انداز‌های زیبا، بخش قابل توجهی از پتانسیل های عظیم و حیاتی در توسعه تكاب بوده اما اكنون به فراموشی سپرده شده و این شهرستان تنها با مظاهر ویرانی و آلودگی ناشی از فعالیت معادن طلا و سنگ شناخته می شود.

وی با اعتقاد به اینكه فعالیت معادن در بهبود وضعیت معیشتی مردم كوچكترین نقشی نداشته، تاكید كرد: فعالیت شركت های معدنی با وجود تخریب مزارع و مراتع و امكانات زیست محیطی منطقه به بهانه استخراج معادن، شاید برای مدت كوتاهی در امر اشتغالزایی موثر واقع شود، اما پتانسیل های دامداری، كشاورزی، گردشگری و منابع غنی طبیعی تكاب را در دراز مدت می تواند به ویرانه تبدیل كند.

وی ادامه داد: تكاب با داشتن آب و هوای كوهستانی و صد‌ها چشمه آب قابل شرب و مراتع متراكم و فراوان می‌تواند علاوه بر ایجاد اشتغال و شكوفایی منطقه، در توسعه صادرات دامی و كشاورزی نقش ارزنده‌ای داتشه باشد.

رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری تكاب نیز گفت: بهره برداری غیر اصولی از معادن عامل اصلی تخریب گسترده منابع طبیعی به شمار می رود و در صورتی كه بهره برداران مقررات و اصول اصلی بهره برداری را رعایت كنند سطح تخریب منابع طبیعی و ملی بسیار كاهش پیدا می كند.

'علی زمانی'، با اشاره به بی توجهی معدن كاران به هشدار نهادهای ذیربط برای جلوگیری از بهره برداری بیش از حد معادن سنگ تاكید كرد: معدن كاران باید در محدوده 'سینه كاری' كه دارای مجوز بهره برداری است فعالیت كنند.

وی بر برخورد جدی با آن دسته از شركت های معدنی كه خارج از محدوده سینه كار، بهره برداری كنند هشدار داد و گفت: این شركت ها باید برای افزایش سطح بهره برداری از معادن و دریافت مجوز سینه كار جدید به ادارات منابع طبیعی و صنایع و معادن مراجعه كنند، در غیر اینصورت به دلیل بهره برداری بیش از اندازه و تخریب منابع طبیعی فعالیت آنان غیر قانونی خواهد بود.

وی اظهار داشت: تكاب یكی از مناطق مهم آذربایجان غربی به لحاظ برخورداری از استعدادهای معدنی بوده كه نحوه بهره برداری از آنها نیازمند توجه جدی به سلامت منابع طبیعی و حفظ ذخایر معدنی، گیاهی و جنگلی است.

زمانی با اشاره به فعالیت گسترده معدنی در 55 نقطه از توابع تكاب در زمان حاضر افزود: امسال بیش از 300 مورد درخواست بهره برداری از معادن به اداره منابع طبیعی ارسال شد.

یك شهروند تكابی هم گفت: فعالیت بی رویه برای بهره برداری از معادن چهره این منطقه تاریخی و توریستی را به معادن سنگ‌های تزیینی روباز مبدل كرده كه علاوه بر تخریب محیط زیست و اكوسیستم طبیعی منطقه و چشم انداز‌های طبیعی، حیات ساكنان آن را هم با چالش خطرناك مواجه ساخته است.

'محمد سعید محبیان' خاطرنشان كرد: انفجار‌های مهیب، غرش بولدوزر و لودر و چكش‌های ضربه زن، سلب آسایش و امنیت روحی و روانی همراه با آلودگی صوتی و گرد و خاك متصاعد شده از تخریب و ایجاد آلودگی‌های حاد تنفسی، ناشی از فعالیت معادن، زندگی اهالی روستاهای منطقه با بیش از سه هزار نفر سكنه را با خطر جدی مواجه كرده است.

وی تصریح كرد: مواد حاصل از برش سنگ‌های معدنی حاوی مقدار زیادی نمك و آهك است كه با بارش برف و باران وارد چرخه آب می‌شود كه نتیجه آن بالارفتن آهك و نمك و دیگر مواد معدنی مضر در آب و در طولانی مدت موجب شور شدن و غیر قابل شرب شدن آب چشمه سار‌ها خواهد شد.

روزانه بیش از 50 دستگاه كامیون افزون بر سه هزار تن سنگ استخراج شده از معادن تكاب را به مقصد شهرهای صنعتی بار گیری می كنند.

یكی از روستاییان با ابراز تاسف از بی توجهی معدن كاران به طبیعت تكاب گفت: تكاب با داشتن مجموعه تاریخی 'تخت سلیمان' به عنوان چهارمین اثر تاریخی ثبت شده در فهرست یونسكو، غار 'كرفتو'، 'چملی گل'، منطقه معروف به چهارباغ در 'یلقون آغاج'، زندان 'برنجه' و 'دژساری قورخان' یكی از مناطق توریستی كشور بوده و به لحاظ داشتن چشم انداز‌های طبیعی فراوان، یكی از مناطق مستعد برای سرمایه گذاری‌های گردشگران به حساب می آید.

'عبدالله عباسی' افزود: وجود صد‌ها چشمه آب شیرین قابل شرب و مراتع متراكم می تواند برای تامین نیاز‌های دامی و كشاورزی كشور، توسعه دامپروری و كشاورزی مكانیزه و اشتغالزایی، نقش حیاتی ایفا كند.

وی اضافه كرد: این منطقه از چنان طبیعت بكر و متعددی برای رویش انواع بسیار كمیاب گل و گیاه برخوردار بوده كه نتیجه آن توسعه زنبورداری و اشتغالزایی برای جوانان شده است.

عباسی خاطرنشان كرد: سالانه بیش از 150تن عسل در این منطقه تولید شده و این میزان در صورت مساعد بودن شرایط جوی، به بیش از 300 تن در سال افزایش می یابد.

منطقه تاریخی 'طویله داغی' محصور به روستا‌های بخش تخت سلیمان، روستاهای 'احمدآباد'، 'قره بلاغ'، 'بابانظر'، 'فاقلو' و 'بقعه ایوب انصار' در 'دورباش'، قله‌های' ازناو'، 'قره‌خان' و 'سنگر عابد‌خان' واقع در روستای 'یولقون آغاج' كه زیستگاه خرس قهوه‌ای، گرگ‌ها و مار‌‌های زنده‌زای زرد، كه نسل آن‌ها در حال انقراض بوده و منطقه موسوم به 'قیرخ بولاغ' كه آب روستای یلقون آغاج از آنجا تامین می‌شود از مهمترین مناطق تخریب شده تكاب توسط شركت های معدنی است.

منطقه زیارتی 'ساربابای مقدس' در روستای 'اغولبیك' و تمام قله های رشته كوه‌‌های روستاهای 'چهارطاق'، 'چیچكلو'، 'ساری‌جالو'، 'بدرلو'، 'همپا' (باخاچاق) و 'قوشخانه' (‌داشلی گوزه) كه زیستگاه گونه‌های نادر جانورینظیر انواع كبك، قوچ وحشی و گربه وحشی و خرس در معرض تخریب جدی قرار دارند.

بخش های اعظمی از قلل مختلف روستای' قینرجه' به ویژه منطقه جهانی و تاریخی 'بلقیس' تا روستای 'امیرآباد'، 'قراول خانه'، 'بابانظر'، 'تخت سلیمان' كه علاوه بر تاریخی بودن در فصول مختلف سال هزاران كوهنورد و توریست به این منطقه مسافرت می‌كنند نیز دچار لطمات جبران ناپذیری از ناحیه معدن كاران شده است.

لازم است با صادر نكردن مجوز بهره برداری و استخراج معادن و نظارت بر ده‌ها معدنی كه در زمان حاضر بدون هیچ گونه محدودیتی در حال نابودی منطقه بوده و مشخص كردن محدوده مورد استفاده آنان، گام های موثرتری برای حفظ منابع طبیعی تكاب برداشت.


سعيد محبي از كوهنوردان و دلسوزان طبيعت شهرستان تكاب (يا همان تكان تپه) اين مطلب را ارسال كرده اند.

برداشت: از وبلاگ آياز ...  http://dadadagh.blogfa.com


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 19:15  توسط مهدی کریم زاده  | 

پس از گذشت یک هفته  از آغاز سال جدید در استان فارس، خبرها حاکی از مجروح شدن 3 محیط‌بان در درگیری با شکارچیان در مناطق حفاظت شده  میان جنگل فسا است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست ایران، حسینعلی ابراهیمی کارنامی، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس روز دوشنبه ۷ فروردین، گفت که سه تن از محیط بانان این سازمان شامگاه یکشنبه ۶ فروردین در درگیری با "شکارچیان متخلف" مجروح شده‌اند.

آقای ابراهیمی کارنامی گفت که رسول شیروانی، حسین سرمدی و ابراهیم شیبانی؛ نام سه محیط بانی است که در درگیری با شکارچی‌ها مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند و راهی بیمارستان شده‌اند.

لازم به یاد آوری می باشد که شکارچیان با استفاده از محیط و ارتفاعات بالاتر از موقیت محیط بانان  آنان را شناسایی نموده و با نامردی تمام بر روی آنها آتش گشودن.

موضوع درگیری محیط‌بانان مناطق حفاظت شده محیط زیست و شکارچیان از مشکلات سازمان محیط زیست است که هنوز از نظر قانون راه حل آن مشخص نگردیده است و همواره تعداد زیادی از محیط بان های ارزشمند  و دلسوز به دلیل درگیر شدن با متخلفان در زندان و یا بازداشت به سر می برند.

سال گذشته و در پی کشته شدن چهار محیط‌بان در استان کردستان، علیرضا خلیلی، مدیر کل دفتر حفاظت و نظارت بر شکار و صید سازمان محیط زیست، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری مهر گفت: "با کشته شدن این چهار محیط‌بان کردستانی، تعداد محیط‌بانان کشته شده طی سی سال اخیر به ۱۱۰ نفر رسیده است."

منبع : http://mountin.persianblog.ir/


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 12:42  توسط کوهبان  | 

پس از گذشت یک هفته  از آغاز سال جدید در استان فارس، خبرها حاکی از مجروح شدن 3 محیط‌بان در درگیری با شکارچیان در مناطق حفاظت شده  میان جنگل فسا است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست ایران، حسینعلی ابراهیمی کارنامی، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس روز دوشنبه ۷ فروردین، گفت که سه تن از محیط بانان این سازمان شامگاه یکشنبه ۶ فروردین در درگیری با "شکارچیان متخلف" مجروح شده‌اند.

آقای ابراهیمی کارنامی گفت که رسول شیروانی، حسین سرمدی و ابراهیم شیبانی؛ نام سه محیط بانی است که در درگیری با شکارچی‌ها مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند و راهی بیمارستان شده‌اند.

لازم به یاد آوری می باشد که شکارچیان با استفاده از محیط و ارتفاعات بالاتر از موقیت محیط بانان  آنان را شناسایی نموده و با نامردی تمام بر روی آنها آتش گشودن.

موضوع درگیری محیط‌بانان مناطق حفاظت شده محیط زیست و شکارچیان از مشکلات سازمان محیط زیست است که هنوز از نظر قانون راه حل آن مشخص نگردیده است و همواره تعداد زیادی از محیط بان های ارزشمند  و دلسوز به دلیل درگیر شدن با متخلفان در زندان و یا بازداشت به سر می برند.

سال گذشته و در پی کشته شدن چهار محیط‌بان در استان کردستان، علیرضا خلیلی، مدیر کل دفتر حفاظت و نظارت بر شکار و صید سازمان محیط زیست، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری مهر گفت: "با کشته شدن این چهار محیط‌بان کردستانی، تعداد محیط‌بانان کشته شده طی سی سال اخیر به ۱۱۰ نفر رسیده است."


منبع : http://mountin.persianblog.ir/


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 12:37  توسط کوهبان  | 

سال ۱۳۹۰ هم به پایان رسید و حوزه منابع طبیعی و محیط زیست کشور با فرازها و فرودهایی در این سال مواجه بود؛ روزگاری نه چندان خوشایند که با هشدارهای فاجعه آمیزی از زبان برخی مدیران ارشد کشوری و یا نهادهای بین المللی همراه بود. 

در مرور و بازخوانی فرازها و فرودهای منابع طبیعی در این سال کهنه، جنگل های زاگرس از وضعیت نگران کننده تری برخوردار بودند؛ تخریب ها و تجاوزات تکراری، تشدید روند زراعت در زیراشکوب و تأمین سوخت هیزمی از جنگل به دلیل نادیده گرفته شدن بسته های حمایتی در طرح هدفمندی یارانه ها، طغیان آفات و بیماری ها در بخش های وسیعی از این رویشگاه های جنگلی و مواجه شدن با پدیده خشکیدگی بلوط و جانمائی های نادرست و آغاز عملیات احداث برخی سدهای بزرگ برق آبی، کارخانه ها و جاده سازی ها در همین بخش از ارزشمندترین اندوخته های طبیعی کشور؛ نفس جنگل های زاگرس را به شماره انداختند. 

و البته کوشش های قابل تحسینی هم از طرف متولیان این بخش از جنگل های کشور انجام گرفت؛ تلاش برای اختصاص ردیف های اعتباری در حوزه جنگل های زاگرس و جنوب، مانند ردیف اعتباری مستقل برای مقابله با پدیده خشکیدگی بلوط در منطقه زاگرس و یا اختصاص ردیف اعتباری در بودجه سنواتی برای توانمندسازی جوامع محلی و کشت گیاهان داروئی صنعتی در رویشگاه های جنگلی، تلاش برای در نظر گرفته شدن بسته های حمایتی تأمین سوخت فسیلی در روستاهای پراکنده در مناطق جنگلی، اصرار و تأکید بر انجام ارزیابی پروژه های عمرانی و مقاومت در برابر فشارهای برون سازمانی برای صدور مجوز احداث تأسیسات صنعتی و تجاری ناهمخوان با استانداردهای فنی و ملاحظات محیط زیستی در رویشگاه های جنگلی، تلاش برای اطلاع رسانی مؤثر و اعلام وضعیت قرمز برای جنگل ها به عنوان ناب ترین قسمت های طبیعت وطن به منظور هشیار کردن دولت مردان و توجه سزاوارانه تر به وضعیت بحرانی و روند ناموفق مراقبت و پاسداری از جنگل های کشور و … ؛ گام های ارزشمند و رو به جلویی هستند که توسط “دفتر امور منابع جنگلی” سازمان جنگل ها و مراتع برای حفظ پایداری بوم‌شناختی جنگل های کشور برداشته شده است. 

اما برکناری غیرمنتظره مدیر کل دفتر امور منابع جنگلی سازمان در ۵ روز مانده به پایان این سال، که می توان از آن به عنوان آخرین ضربه بر پیکر رنجور منابع طبیعی کشور در سالی که گذشت نام برد، اکثر کارشناسان و فعالان منابع طبیعی کشور را غافل گیر و حیرت زده کرده است. 

فریبرز غیبی از آن دسته اندک مدیرانی بود که تا پایان دوره ۱۵ ماهه اش در سمت عالی ترین مقام اجرائی جنگل های خارج از شمال، در برابر توقعات فراقانونی و مغایر با ملاحظات بنیادین محیط زیستی و طبیعی و همین طور کم توجه ای ها و بی مهری ها نسبت به جایگاه واقعی منابع طبیعی از سوی برخی دولت مردان، سکوت نکرد و با انتقادهای تند و صریح و مصاحبه های روشنگرانه اش در زمینه وضعیت بحرانی منابع طبیعی کشور و بیان حقایق غیرقابل انکار از اوضاع ناخوش و روند تشدید تخریب جنگل های کشور و اقدامات نه چندان موفق احیائی و مراقبتی در حال انجام، نشان داد که هنوز هستند مدیرانی که امنیت و ثبات کشور و نسل های آینده را در گرو تثبیت پایداری سرزمین شان می دانند و حاضرند ماندگاری میز ریاست شان را در پای دغدغه های پایداری سرزمین مادری شان ذبح کنند. 


منبع : http://ibnanews.com

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 15:7  توسط کوهبان  | 

سال نو و آغار بهار طبيعت بر شما دوستداران طبيعت و هموطنان عزيز در هركجاي اين پهنه ي گيتي مبارك ، فرخنده باد بر شما اين سال و همه سال ...

20110313133841547 norooz90 115 عکس های گرافیکی تبریک عید نوروز و سال نو

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 13:44  توسط مهدی کریم زاده  | 

گویا تازه ترین شیوه برای دست اندازی به منطقه های حفاظت شده، توجیه موضوع با دادن زمین معوض است!


عباس محمدی از گروه «دیده بان کوهستان» درباره معاوضه هفت هزار هکتار از اراضی منطقه حفاظت شده جاجرود با منطقه ای به نام «پاچالک»، گفت: این رویه جدیدی است که در سازمان حفاظت محیط زیست به مدیریت آقای محمدی زاده باب شده است که گویا مناطق حفاظت شده، ذخایر زمین هستند که می توان آنها را مبادله کرد.

او ادامه داد: معاوضه منطقه حفاظت شده جاجرود با «پاچالک»، برای توجیه تجاوز شرکت «عمران پردیس» است و این کار مشابه کاری است که درباره منطقه حفاظت شده کلاه قاضی در سال گذشته صورت گرفت.


محمدی بخش های مجاور جاده مناطق حفاظت شده را زون ضربه گیر مناطق حفاظت شده دانست و گفت: برای مناطق حفاظت شده ای مثل خجیر که بخشی از آن در مجاورت جاده قرا دارد، بخش های مجاور جاده این مناطق در واقع زون ضربه گیر مناطق حفاظت شده است و نباید برای تعریض جاده در این مناطق اقدام شود و اگر این اتفاق بیفتد باعث عقب نشینی مناطق حفاظت شده می شود.

عضو گروه «دیده بان کوهستان» گفت: ما در کشور جایی نداریم که ارزش حفاظتی بیشتر از مناطق حفاظت شده فعلی داشته باشد و سازمان حفاظت محیط زیست منطقه ای که ارزش کمتری دارد را با منطقه جاجرود معاوضه می کند و این کار مردود است و تنها برای توجیه به دست اندازی مناطق است که صورت می گیرد.

محمدی در پایان تاکید کرد: حاشیه شهرک ها از نظر زیست محیطی از عرصه حفاظتی ساقط می شوند و فاقد ارزش زیستگاهی می شوند و این امر تحت تاثیر اثراتی است که شهرک سازی بر مناطق زیستگاهی می گذارد.

او با انتقاد از سخنان رییس سازمان حفاظت محیط زیست مبنی بر این که واگذاری جاجرود مربوط به مدیران گذشته است گفت: اجرایی شدن این پروژه در زمان آقای محمدی زاده اتفاق افتاده است و اگر ایشان با این کار مخالف هستند باید جلویش را بگیرند نه این که کار غلط دیگران را ادامه دهند.

روز گذشته، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران از معاوضه هفت هزار هکتار از اراضی منطقه حفاظت شده جاجرود با عرصه ای به مساحت 11 هزار و 762 به نام منطقه «پاچالک» خبر داده بود. این اولین واکنش رسمی این مقام مسئول درباره تصرف منطقه حفاظت شده جاجرود به بهانه ساخت شهر جدید پردیس است.

پیش از این، چهارشنبه شب ششم اسفند ماه، 740 هکتار از اراضی منطقه حفاظت شده جاجرود در مرز پارک ملی خجیر در همسایگی تهران به بهانه ساخت مسکن مهر توسط شرکت «عمران پردیس» تصرف شده است و با وجود مخالفت محیطبانان منطقه، عوامل این شرکت با درگیر شدن با محیطبانان و ضرب و شتم آنها، وارد منطقه شدند و ماشین آلات خود را مستقر کرده اند.

همچنین، رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور هفته گذشته، در جمع خبرنگاران واگذاری منطقه حفاظت شده جاجرود را مربوط به 14 سال پیش و مدیران پیشین این سازمان دانست.

منبع : سبز پرس 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 16:14  توسط کوهبان  |